رضا قليخان هدايت

1093

مجمع الفصحاء ( فارسي )

فى التوحيد و التحقيق اى بود تو از كى نى وى ملك تو تا كى نى * عشق تو و جان من جز آتش و جز نىنى بركشته ديت باشد اى شادى اين كشته * صد كشتهء هو ديدم امكان يكى هى نى اى ديده عجايبها بنگر كه عجب اينست * معشوق بر عاشق با وى نى و بىوى نى امروز به بستان آى در حلقهء مستان آى * مستان خرف از مستى وانجا قدح مى نى مستند نه از ساغر بنگر به شتر بنگر * بر خوان أ فلا ينظر معنيش برين پى نى در مؤمن و در كافر بنگر تو به چشم سر * جز نعرهء يا رب نى جز نالهء يا حى نى آنجا كه همىجويى زانست كزو سيرى * زانجا كه گريزانى جز لطف پياپى نى قىكردهء فرعونست گنجى كه درين كون است * قىكردهء سگ چبود ما را سر آن قى نى از ابجد انديشه يا رب تو بشو لوحم * در مكتب درويشان خود ابجد و حطى نى شمس الحق تبريزى آنجا كه تو افروزى * در تابش خورشيدش هرگز خطر دى نى و له ايضا اى برده اختيارم تو اختيار مايى * من شاخ زعفرانم تو لاله‌زار مايى من باغ بوستانم سوزندهء خزانم * باغ مرا بخندان كاخر بهار مايى